کارمند: جناب رئیس! رحم کنید!... رحم کنید جناب رئیس! اجازه بدید داخل بشم... قول می دم پیش از ساعت مقرر کار نکنم... حتی مثل همیشه تظاهر به کار نخواهم کرد... بفهمی نفهمی فقط نگاه می کنم... یعنی... می شه؟رئیس: نه! نه! ساعت کار ساعت کار ئه! تازه ساعت هفت ونیم ئه و تا آنجائی که می دانم کار شما سر ساعت هشت شروع می شه. پشت در منتظر بمانید... وقت مرا می گیرید امروز خیلی کار دارم... کلی سماق باید بمکم مگس بپرانم...
بخشی از کتاب رئیس مگسها/ ژاکی ویالون
انتشارات هیچ

0 comments:
Post a Comment